فصل آشنایی
قسمت نشد تا در کنار هم بمانیم ، قسمت نشد تا در هوای هم بمیریم
تا سرنوشت ما جدایی رو رقم زد ، ای یار عاشق از جدایی ناگزیری
فرصت نشد غمگین ترین آواز خود را ، در خلوت منظوم چشمانت بخوانم
فرصت نشد غمگین ترین آواز خود را ، در خلوت منظوم چشمانت بخوانم
صد سوز تنها با دلم سازم که یک شب ، با گریه در چشمان گریانت بخوانم
آئینه ام چین خورده از رنگ جدایی ، از تو سرودم نغمه ای فصل آشنایی
تو رفته ای تا صد بهار ارغوانی ، بعد از تو دشت و خانه را در بر بگیرد
بعد از توی ای عاشقترین هر کوچه خواهن ، همچون صدف از نام تو گوهر بگیرن
تو رفته ای تا صد بهار ارغوانی ، بعد از تو دشت و خانه را در بر بگیرد
بعد از توی ای عاشقترین هر کوچه خواهن ، همچون صدف از نام تو گوهر بگیرن
سلام ؛ البته از تو زیاد خوشم نمیادااااااااااااااااااااا
اما فقط اومدم حالت و بگیرم
اصولا ؛ در این مواقع حکم لازم است
پس : خودم حمید جوووووووووون ( خودم )
بعد برو اون موهات و بزن وگر نه با حراست یه صحبت دوستانه خواهم داشت ( بازم خودم )
به نظر من میتونی جای بدل خر شرک بازی کنی
چون زورم زیاده میگمااااااااااا
به هر حال موفق باش حوصلهی این که وقتم و واسه تو بزارم و ندارم
خوش باش
یا علی
آقا این آهنگ شادمهر عقیلی شعرش مال کیه؟ کسی می دونه