فصل آشنایی

فصل آشنایی

فصل آشنایی

فصل آشنایی

فصل آشنایی

 

فصل آشنایی

 

قسمت نشد تا در کنار هم بمانیم ، قسمت نشد تا در هوای هم بمیریم

تا سرنوشت ما جدایی رو رقم زد ، ای یار عاشق از جدایی ناگزیری

فرصت نشد غمگین ترین آواز خود را ، در خلوت منظوم چشمانت بخوانم

فرصت نشد غمگین ترین آواز خود را ، در خلوت منظوم چشمانت بخوانم

صد سوز تنها با دلم سازم که یک شب ، با گریه در چشمان گریانت بخوانم

آئینه ام چین خورده از رنگ جدایی ، از تو سرودم نغمه ای فصل آشنایی

تو رفته ای تا صد بهار ارغوانی ، بعد از تو دشت و خانه را در بر بگیرد

بعد از توی ای عاشقترین هر کوچه خواهن ، همچون صدف از نام تو گوهر بگیرن

تو رفته ای تا صد بهار ارغوانی ، بعد از تو دشت و خانه را در بر بگیرد

بعد از توی ای عاشقترین هر کوچه خواهن ، همچون صدف از نام تو گوهر بگیرن

نظرات 2 + ارسال نظر
غریبه اشنا سه‌شنبه 7 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 08:32 http://apotheosc.blogsky.com

سلام ؛ البته از تو زیاد خوشم نمیادااااااااااااااااااااا
اما فقط اومدم حالت و بگیرم
اصولا ؛ در این مواقع حکم لازم است
پس : خودم حمید جوووووووووون ( خودم )
بعد برو اون موهات و بزن وگر نه با حراست یه صحبت دوستانه خواهم داشت ( بازم خودم )
به نظر من میتونی جای بدل خر شرک بازی کنی
چون زورم زیاده میگمااااااااااا
به هر حال موفق باش حوصلهی این که وقتم و واسه تو بزارم و ندارم
خوش باش
یا علی

[ بدون نام ] پنج‌شنبه 21 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 11:53

آقا این آهنگ شادمهر عقیلی شعرش مال کیه؟ کسی می دونه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد