نمی فهمه
قیافه های غم زده ، آدمکای پس زده
چشماشون از عشق کور شده ، نمی دونن چه ها شده
بازم شکسته قلباشون ، از دست یک بی معرفت
کسی که ذره ای نداره ، تو وجودش درک و فهم
نمی فهمه که من واسش می خونم ، نمی فهمه که من به پاش می مونم
نمی فهمه که من عاشق شدم ، نمی فهمه که قلبم واسه اونه
نمی تونه تنها بمونه ، نمیشه از عشق بی تو بخونه
نمی فهمه که من واسش می خونم ، نمی فهمه که من به پاش می مونم
نمی فهمه که من عاشق شدم ، نمی فهمه که قلبم واسه اونه
نمی تونه تنها بمونه ، نمیشه از عشق بی تو بخونه
کاش میشد دوباره چشماشو ببینم ، کاش میشد دوباره دستاشو بگیرم
کاش می فهمید که بدون اون می میرم
می میرم
نمی فهمه که من واسش می خونم ، نمی فهمه که من به پاش می مونم
نمی فهمه که من عاشق شدم ، نمی فهمه که قلبم واسه اونه
نمی تونه تنها بمونه ، نمیشه از عشق بی تو بخونه
نمی فهمه که من واسش می خونم ، نمی فهمه که من به پاش می مونم
نمی فهمه که من عاشق شدم ، نمی فهمه که قلبم واسه اونه
نمی تونه تنها بمونه ، نمیشه از عشق بی تو بخونه