فصل آشنایی

فصل آشنایی

فصل آشنایی

فصل آشنایی

خیسی چشات

 

خیسی چشات

 

لحظه لحظه گذر عمر ، مثل اینه که تو میری

دونه دونه خاطراتم ، تو می خوای ازم بگیری

نگو مثل بار اول ، دستمو دوباره خوندی

بین موندن یا نموندن ، تو سر دوراهی موندی

 

نگو خیسی چشاتو ، به کسی نشون نمیدی

هیف عمری که تلف شد ، پای عشقی که ندیدی

توی گوشه اتاقم ، یه سبد گل شکسته

عطر دستای لطیفت ، یه روزی روشون نشسته

 

فکر اشکامو نکن ، چشامم عادت میکنه

آسمون به چشم خیسم ، داره حسادت میکنه

 

نگو خیسی چشاتو ، به کسی نشون نمیدی

هیف عمری که تلف شد ، پای عشقی که ندیدی

توی گوشه اتاقم ، یه سبد گل شکسته

عطر دستای لطیفت ، یه روزی روشون نشسته

 

نظرات 2 + ارسال نظر
غریبه آشنا جمعه 10 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 12:50 http://apotheosc.blogsky.com

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

میبینم که به صورت ناجوانمردانه بس خطیر ؛ جو گیر شدی

۲ تا ۲ تا آپ میکنی

هوس رو که پیشت بودم موقع آپ کردن

اما در کل خودم ؛ تا چشات در بیاد

میریام فارس رو در یاب ؛ ( ههههههههههههه)

یا علی

خانه کوچک شنبه 11 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 02:02 http://khanehye-koochak.blogsky.com


سلام حمید جان راستش رو بخوای نمیدونم چرا تا حالا به وبلاگت نیومدم و برات نظر نذاشتم ولی قول میدم از امروز یار همیشگی باشم، اگر قابل باشم .
فکر نمیکنم نیاز باشه بگم وبلاگت تکه ولی میخوام بگم پست جدیدت حرف نداره مثل بقیه .
امیدوارم همیشه موفق باشی .
به رسم یکی از بچه ها یا علی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد