خیسی چشات
لحظه لحظه گذر عمر ، مثل اینه که تو میری
دونه دونه خاطراتم ، تو می خوای ازم بگیری
نگو مثل بار اول ، دستمو دوباره خوندی
بین موندن یا نموندن ، تو سر دوراهی موندی
نگو خیسی چشاتو ، به کسی نشون نمیدی
هیف عمری که تلف شد ، پای عشقی که ندیدی
توی گوشه اتاقم ، یه سبد گل شکسته
عطر دستای لطیفت ، یه روزی روشون نشسته
فکر اشکامو نکن ، چشامم عادت میکنه
آسمون به چشم خیسم ، داره حسادت میکنه
نگو خیسی چشاتو ، به کسی نشون نمیدی
هیف عمری که تلف شد ، پای عشقی که ندیدی
توی گوشه اتاقم ، یه سبد گل شکسته
عطر دستای لطیفت ، یه روزی روشون نشسته
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
میبینم که به صورت ناجوانمردانه بس خطیر ؛ جو گیر شدی
۲ تا ۲ تا آپ میکنی
هوس رو که پیشت بودم موقع آپ کردن
اما در کل خودم ؛ تا چشات در بیاد
میریام فارس رو در یاب ؛ ( ههههههههههههه)
یا علی
سلام حمید جان راستش رو بخوای نمیدونم چرا تا حالا به وبلاگت نیومدم و برات نظر نذاشتم ولی قول میدم از امروز یار همیشگی باشم، اگر قابل باشم .
فکر نمیکنم نیاز باشه بگم وبلاگت تکه ولی میخوام بگم پست جدیدت حرف نداره مثل بقیه .
امیدوارم همیشه موفق باشی .
به رسم یکی از بچه ها یا علی