فصل آشنایی

فصل آشنایی

فصل آشنایی

فصل آشنایی

زندگی

 

زندگی

 

زندگی رو دوست دارم با تمام بدبیاریش

عاشقی رو دوست دارم با تمام بیقراریش

من میخوام اشکو بفهمم وقتی از چشام می ریزه

تنهایی گرچه کشندست واسه من خیلی عزیزه

تو کتاب نوشته عاشق خیلی تنها خیلی خستس

جای بارون بهاری روی چترای شکستس

اما من میگم یه عاشق همه دنیا رو داره

همه چترا رو باید بست وقتی آسمون می باره

 

نون عشقو می خورم منت نونوا ندارم

سینه سوخته عاشقم با کسی دعوا ندارم

توی دنیایی که گرگ و برگی تو ذاتشه

من می خوام خودم باشم با هیشکی کاری ندارم

زنده بودن نمی خوام زندگی قاموس منه

فقط و فقط دو رنگی تنها کابوس منه

گرچه خاکم زیر پا اما غرورم آسمون

مشکی رنگ عشقمه ترانه ققنوس منه

 

کاش میشد دارو باشیم نه زخم کاری نه نمک

قطرۀ آبی باشیم رو قلب خشکه و ترک

واسه عشق و عاشقی تو سختیهاش کم نزاریم

واسه خودمون آدمی باشیم نه آدمک

خیلی ها میگن که عاشقی رو دیدار بدونیم

اما من میگم که عشقو طرح دیوار ندونیم

من می خوام که مثل موج نباشم اما بمونم

کاش میشد تو عین سختی بازم عاشق بمونیم

 

معبود

 

معبود

 

اگر روزی رسد دستم به دامانت کنم جان را به قربانت

ولی بی لطف و احسانت چگونه ، شوم ناخوانده مهمانت چگونه

تو معبود منی بگذار داد از دل بگیرم ، پناهم ده که بر سقف حرم منزل بگیرم

تو دریایی و من تنها غریق مانده در باران ، تو فانوس رهم شو تا ره ساحل بگیرم

اگر روزی رسد دستم به دامانت کنم جان را به قربانت

ولی بی لطف و احسانت چگونه ، شوم ناخوانده مهمانت چگونه

در این بازار بی مهری به دیدار تو شادم ، تو شادم کن که سوز غم بر آمد از نهادم

تو می گفتی صدایم کن زه سوز سینه هر شب ، صدایت میزنم اما رسی آیا به دادم

کمک کن تا ابد تنها به تو عاشق بمانم ، به کوی عاشقی شعر خوش ماندن بخوانم

کمک کن تا ابد تنها به تو عاشق بمانم ، به کوی عاشقی شعر خوش ماندن بخوانم

به کوی عاشقی شعر خوش ماندن بخوانم

فصل آشنایی

 

فصل آشنایی

 

قسمت نشد تا در کنار هم بمانیم ، قسمت نشد تا در هوای هم بمیریم

تا سرنوشت ما جدایی رو رقم زد ، ای یار عاشق از جدایی ناگزیری

فرصت نشد غمگین ترین آواز خود را ، در خلوت منظوم چشمانت بخوانم

فرصت نشد غمگین ترین آواز خود را ، در خلوت منظوم چشمانت بخوانم

صد سوز تنها با دلم سازم که یک شب ، با گریه در چشمان گریانت بخوانم

آئینه ام چین خورده از رنگ جدایی ، از تو سرودم نغمه ای فصل آشنایی

تو رفته ای تا صد بهار ارغوانی ، بعد از تو دشت و خانه را در بر بگیرد

بعد از توی ای عاشقترین هر کوچه خواهن ، همچون صدف از نام تو گوهر بگیرن

تو رفته ای تا صد بهار ارغوانی ، بعد از تو دشت و خانه را در بر بگیرد

بعد از توی ای عاشقترین هر کوچه خواهن ، همچون صدف از نام تو گوهر بگیرن